اول از هر چیز سلام (به نیابت شما علیک سلام)

شب بود بعد از نماز شب (اگه ریا نشه) گفتم یه سری به وبلاگ خانوم بزنم.ببینم حالش خوب شده یا نه. از دست این نویسندها به خصوص نویسنده فعال (یه دست براش بزنید، نزن محرمه ها ولی می تونی 2 انگشتی دست بزنی بعد برای صلامتی{به خاطر، خاطرات خوب بچگی صلامتی یعنی این سلامتی} خودت واون صلوات بفرستید) به من گفته سرطان عشق گرفته منم بهش گفتم من اس...عشق گرفتم(شرمنده عفت اینجاست نمی تونم بگم) اینقدر تو این وبلاگ  در مورد این کلمه صحبت شد که نویسنده فعال که اولین عاشق بود خودش قاطی کرده برامون می نویسه عشق یعنی چه!!!؟ (حالا اگه کسی میدونه بهش بگه گناه داره  فکر کنید 2ماه و نصفی فکر می کنید عاشقید ولی....)درکل مخاطبم کل نویسندها بود به قول استاد :عشق در دریا غرق شدن است ولی دوست داشتن در دریا شنا کردن است ولی اینو بگم اینا حداقل از کله نویسندها دود در میاد بقیه بخاریشون گازی دود نمیده...!!(به افتخار خودتون، همون حرکت تواون پراتز بود رو انجام بدید!) به خاطر همین گفتم آستینامو بزنم پایین اگه شما دوست داشته باشید 2تا مطلب جدید اضافه کنم به وبلاگ، به نام جرقه وآقا گل (که جرقه یه ذره بوی چارپایه یخ رومیده، اون یکیه کاملا به هنرمندی شما بستگی داره وتوش قرار برف بزنیم چه جوری ؟کاری نداره لقد کن بعد از طریق خودتون یعنی خود خودتون نه خودی غیر از خودتون خدا کنه فهمیده باشید چون کم کم داشتم خودمو با شما قاطی میکردم) اگه دوست داشته باشید بعدا بهتون میگم .در کل می خواستم  حال وهوا رو عوض کنم بعد با کمک به یکدیگر وبلاگ رو ببریم اون بالا(فقط مواظب باشید نخوره به سقف .آ ره دیگه یا دیگه آره) دیگه تموم شد اگه کسی ناراحت شد ببخشید.

باتشکر