همین جوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همیشه از فاصله ها شکایت میکنیم

و یادمان نیست که در کودکی برای

فهمیدن مفهوم کلمات بین آن ها

فاصله میذاشتیم.....!!!!!

کلاس درس

آشنایی با برخی واژه های ایرانی

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می شود.

بیمه عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال: فیلمی ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه های دزدی را به شما آموزش می دهد.

تلفن همراه: وسیله ای سه کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی: کلمه یی است زاده ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی: خرابه هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته اند.

خودپرداز: دستگاهی ست که همیشه ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره: محلی که شما بعد از تنش ها و جدل های منزل در آنجا استراحت می کنید.

مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته اند او را دستگیر کنند.

تورم: عددی بی خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو: سونای بخار متحرک!

شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی گری مایلی کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو: دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت ترین فحش های باناموسی و بدون آن!

رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آید و یا مرخصی است.

شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه های نیمه تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم های بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همه جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه ی مردم.

سطل آشغال: وسیله یی ست موجود در خیابان ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج: اصطلاحی ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می کنند.

و غیره (و ...): نشانه ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می کنید، می دانید.



صندلی داغ 5

 

یونس حاتمی

صندلی سرد4

 

حمید رضا مشهدی کاظمی

فرهنگ لغت جدید و خنده دار

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود

البرز: عربها به « پرز » گویند

چرا عاقل کند کاری‌ :‌ یک ضرب المثل شیرازی

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد

هردمبیل : جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود

مختلف : مرگ مغزی

توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن

یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ ها

غیرتی : هر نوع نوشیدنی به جز چای

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشت

تهرانی : تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه

قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده

زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد

کاشمری : در آرزوی ازدواج

ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد

خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است(عشایری)

خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر

مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشی که موریانه ها به هم می دهند

خلوص : خروس خونه ی علی دایی اینا

کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری : کریم اونجارو نگا

ﮐﻮﺭﺗﺎﮊ : پوﺩﺭ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﻳی تاژ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎﻳﺎﻥ

ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ : ﻧﻠﺴﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ

ﺷﻬﺎﺏ ﺣﺴﻴﻨی: ﺷﻬﺎﺑی ﻛﻪ ﺷﺒﻬﺎی ﻣﺤﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ

ﻫﻮﺍﮐﺶ : ﻓﺤﺶ ﻧﺎ ﻣﻮﺳﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ

ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ : ( ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ

رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند

پاسخ نهایی روانشناسی

 

dd M

 

پاسخ به پرسش های روانشناسی:

 

1- اسناد موقعیتی یا بیرونی که عامل بیرونی مثل تهدید سبب بروز رفتار.

 

2- در مواردی که نوزاد قبل از سه سالگی آزمودنی به دنیا آمده بود،آزمودنی نمی توانست چیزی درباره ی تولد او به یاد بیاورد.اما اگر تولد نوزاد پس از سه سالگی آزمودنی روی داده بود،احتمال یاد آوری آن به نسبت سن آزمودنی در زمان آن رویداد،افزایش می یافت.این نتایج نشانگر یادزدودگی تقریبا کامل در سه سال اول زندگی است.

 

3- روانی – اجتماعی

 

4- پژوهشگران بر این نکته تکیه میکنند که پیوستگی و ناپیوستگی خلق و خو تابع تعامل بین ژنوتیپ (خصوصیات ارثی) کودک و محیط است. بویژه،انها معتقدند که کلید رشد سالم ،هماهنگی مناسب بین خلق و خوی کودک و محیط خانواده است. مثلا وقتی والدین کودک (دشوار) برای او زندگی خانوادگی شاد و با ثباتی فراهم اورند،رفتار های منفی و مشکل زای کودک به موازات افزایش سن کاهش می یابد.  

 

5- پژوهشگران در تلاش برای توجیه تفاوت های کودکان در زمینه دلبستگی بیشتر توجه خود را معطوف مراقب اصلی کودک کرده اند که معمولا مادر است.یافته های عمده ی آنها این بود که پاسخ دهی حساس مراقب به نیازهای شیرخوار دلبستگی ایمن را بوجود می آورد.(مثال: مادران شیرخواران دلبسته ایمن در برابر گریه کودک غالبا به سرعت واکنش نشان می دهند و وقتی او را بغل می کنند رفتاری محبت آمیز دارند.در واقع پاسخ های خود را با نیازهای کودک وفق می دهند.اما مادران شیرخواران دلبسته نا ایمن طبق نیازها یا حالات خلقی خود و نه بر مبنای علائم دریافتی از کودک پاسخ می دهند).برخی از پژوهشگران توجه خود را معطوف خلق و خوی فطری کودک نیز کرده اند.(برای مثال: خلق و خویی که بعضی از شیرخواران را در گروه ملایم قرار قرار می دهند.شاید در عین حال سبب شود آن ها به میزان بیشتری از دلبستگی ایمن برخوردار شوند).

 

6- ادراک پریشی چهره نا توتانی در بازشناسی چهره است ولی مبتلا توانایی تشخیص حالت هیجانی فرد دیگری را دارد وناشی از آسیب وارد شده به قشر مغز در ناحیه ی آهیانه و پس سری است.

7- شاید علت به خاطر نیاوردن خاطرات چند سال آغازین زندگی این باشد که در سال های نخست،تغییر عمده ای در نحوه سازماندهی تجربه ها در حافظه روی می دهد.این گونه تغییرات در حوالی سه سالگی ممکن است بارز تر شود زیرا در این سن توانایی های زبانی افزایش چشمگیری پیدا می کند و زبان ابزار تازه یی برای سازماندهی خاطرات در اختیار آدمی میگذارد.

 

8- رویکرد روانکاوی

 

9- نوزادان از دقت بینایی کمی برخوردارند،بسیار نزدیک بین هستند و توتنایی آنها در تغییر نقطه تمرکز چشم محدود است.با اینهمه،دید کودکان در دوسالگی به خوبی دید بزرگسالان می شود.نوزادان به رغم نارسایی بینایی،وقت زیادی را فعالانه صرف نگاه کردن به اطراف خود می کنند.

 

10- نوزادان در برابر صدای بلند یکه می خورند،و علاوه بر این سرشان را به سوی منبع صدا برمیگردانند.

 برای دریافت کامل پاسخ ها به ادامه مطلب بروید.ممنون

ادامه نوشته

روزهای کودکی

روزهای کودکی آسمان صافی داشت

خیال می کردم چشمهایم را که ببندم

شب زودتر می رسد

خیال می کردم حوض خانه مان خیلی گود است

خیال می کردم چلچراغ را از آسمان آویخته اند

خیال می کردم خانه ما خیلی بزرگ است

پدر همه چیز را می داند

مدیر مدرسه همه کاره دنیاست

خدا شبیه پدربزرگ است

وبهشت، مثل حیاط سبز همسایه است

 که در آهنی دارد

حالا ابرها را به عقد دائم آسمان درآورده اند

تا ما کودکی را فراموش کنیم

و من دیگر می دانم

نور به چشمهای ما دروغ گفته است

آب حو ض تا زیر زانوی من هم نمی رسد

چلچراغ همین نزدیکی ها ست

خانه های بزرگ همیشه آن طرف شهر بوده اند

پدر گاهی سوال می کند

مدیر مدرسه حقوق می گیرد

خدا شبیه هیچ کس نیست

وکسی آمده است

خانه همسایه رابه قیمت خوبی بخرد...

اطلاعیه درسی

سلام دوستان-برای انتخاب واحد به سایت دانشکده برید و بعد در قسمت دروس ترم بعد-درس ها و کدهاشون رو یادداشت کنید و بعد به قسمت سیستم آموزشی سما در قسمت چپ سایت دانشکده برید و در قسمت انخاب واحد - کد درس ها رو همراه با گروهشون وارد کرده و دکمه ی اضافه کردن به لیست رو بزنید-درس زبان اختصاصی - ۲ کلاس ۲۰نفره می باشد-کد هر دو درس ۲۲۳۳۶۰ می باشد ولی دو گروه به شماره ی ۱ و ۲ دارد-تا اول بهمن فرصت دارید.کارتتون رو همراه با برگه ی انتخاب واحد که موقع ثبت نام دریافت کردید به دانشکده ببرید و کارتتون رو مهر کنید.ممنون

به به چه نمازی!!!

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست
سجاده ی زر دوز که محرابِ دعا نیست
 
گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟
 
 
اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
 
 
از شدت اخلاص من عالَم شده حیران
 
 
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!
 
 
از کمیتِ کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
 
یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است
 
 
 
هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!
 
این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟
چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست
 
ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست
 
بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست
 
هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند
 
 
گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!
 
 
از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست
 
به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

تشخیص هویت4

اطلاعیه درسی

فردا یکشنبه مورخ ۱۸/۱۰/۹۰ ساعت ۱۲-۸ درس تجهیزات و ۵-۱ درس تکنولوژی جراحی داریم.

همچنین ۵شنبه مورخ ۲۲/۱۰/۹۰ ساعت ۱۲-۸ درس آناتومی داریم.

جبرانی درس اندیشه اسلامی را نیز به اطلاع خواهم رساند.

درس آناتومی و تکنولوژی (این هفته تمام خواهد شد.)

ممنون

در خواست دانشجو از استاد؟!

بگفتم غمم فزون است/ گفتا ز من چه آید/ گفتم که نمره ام ده/ گفتا ز من نیاید /گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید/ گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید/ گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد/ گفتا که خوش خیالی کی وقت آن بیاید/ گفتم که نمره ی هفت بدبخت عالمم کرد/ گفتا اگر بدانی آن هم زیادت آید/ گفتم خوشا دهی که دست شمادهد آن/ گفتا تو کوششی کن کو وقت آن بر آید/ گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد/ گفتا نگوی با کس تا وقت آن بر آید/ گفتم زمان تحصیل دیدی که چون سرآید/ گفتا خموش جانم ازدست من چه آید.........

پس شب امتحان هم شده بخوانید

 

شب امتحان........................................

شبهای امتحان
بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!



مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !



خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !



استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !



مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !



مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !



هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود



رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود



توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!

...اهل دانشگاهم2....

 با رخصت از ملیحه خانوم (اسسسستاد سبک نو)

اهل درسم من
روزگارم هي... بد نيست
جيب خالي دارم. خرده پولي، سر سوزن عقلي
استادي دارم بهتر از عزرائيل
درسهايي، بدتر از تلخي زهر
و كلاسي كه در اين دانشگاست
جنب دستشوئي‌ها، جنب آن سلف خراب
من يه دانشجويم
هيكلم ني قليون
چشمهايم كم سو، كله‌ام هم بي‌مو 
درس كفاره من
من جنون را هر دم، لا به لاي جزوه‌ها مي‌بينم
در جزوه من جريان دارد چرت، جريان دارد پرت
همه فكر و توانم متزلزل شده است
جزوه‌هايم را وقتي مي‌خوانم
كه امتحانش را استاد، گفته باشد فرداست
برگه تقلب را من، پي غفلت استاد عزيز، مي‌خوانم
پي خونسردي خود
اهل درسم من
پيشه‌ام بي‌كاريست
گاه گاهي، در مي‌روم از توي كلاس، مي‌روم تا تريا
تا كه با خوردن چاي و شكلات
ايندل سوخته‌ام خنك شود
چه خيالي، چه خيالي.... مي‌دانم
از پس ناچاريست
خوب مي‌دانم، آخر ترم هم باز
كار من زاري و در به دريست .

.......سلام.....مگه چیه...؟

تشخیص هویت3

 

صندلی داغ4

 

مهدیه امین سرشت

صندلی سرد3

 

 

زهرا رضایی