همین جوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همیشه از فاصله ها شکایت میکنیم

و یادمان نیست که در کودکی برای

فهمیدن مفهوم کلمات بین آن ها

فاصله میذاشتیم.....!!!!!

فرهنگ لغت جدید و خنده دار

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود

البرز: عربها به « پرز » گویند

چرا عاقل کند کاری‌ :‌ یک ضرب المثل شیرازی

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد

هردمبیل : جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود

مختلف : مرگ مغزی

توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن

یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ ها

غیرتی : هر نوع نوشیدنی به جز چای

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشت

تهرانی : تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه

قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده

زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد

کاشمری : در آرزوی ازدواج

ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد

خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است(عشایری)

خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر

مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشی که موریانه ها به هم می دهند

خلوص : خروس خونه ی علی دایی اینا

کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری : کریم اونجارو نگا

ﮐﻮﺭﺗﺎﮊ : پوﺩﺭ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﻳی تاژ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎﻳﺎﻥ

ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ : ﻧﻠﺴﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ

ﺷﻬﺎﺏ ﺣﺴﻴﻨی: ﺷﻬﺎﺑی ﻛﻪ ﺷﺒﻬﺎی ﻣﺤﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ

ﻫﻮﺍﮐﺶ : ﻓﺤﺶ ﻧﺎ ﻣﻮﺳﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ

ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ : ( ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ

در خواست دانشجو از استاد؟!

بگفتم غمم فزون است/ گفتا ز من چه آید/ گفتم که نمره ام ده/ گفتا ز من نیاید /گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید/ گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید/ گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد/ گفتا که خوش خیالی کی وقت آن بیاید/ گفتم که نمره ی هفت بدبخت عالمم کرد/ گفتا اگر بدانی آن هم زیادت آید/ گفتم خوشا دهی که دست شمادهد آن/ گفتا تو کوششی کن کو وقت آن بر آید/ گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد/ گفتا نگوی با کس تا وقت آن بر آید/ گفتم زمان تحصیل دیدی که چون سرآید/ گفتا خموش جانم ازدست من چه آید.........

پس شب امتحان هم شده بخوانید

 

شب امتحان........................................

شبهای امتحان
بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!



مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !



خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !



استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !



مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !



مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !



هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود



رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود



توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!

ادم بی کار........................

لطفا" نظر خود را درباره مطالب ارمین بنویسید؟

سرور آسیا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۰۳

برای رسیدن به کسی که دوسش داری چکار می کنی؟

عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!................................

باز باران با ترانه.......میخورد بر بام خانه .........یادم امد کربلا را.......دشت پر شور وبلا را

گردش یک ظهر غمگین......گرم وخونین.............لرزش طفلان نالان.....

زیر تیغ ونیزه ها را........با صدای گریه های کودکانه......... وندرین صحرای سوزان.........

میدود طفلی سه ساله.........پر ز ناله....پای خسته......دلشکسته.......

باز باران.......قطره قطره میچکد از چوب محمل.....وای باران وای باران

سمت خدا

در سمت تو ام ٬ دلم باران٬ دسم باران ٬ دهانم باران٬ چشمم باران

روزم را با بندگی تو پاگشا می کنم. هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند.یاد تو کوران می کند.

هر اسم تو را که صدا میزنم ماه در دهانم هزار تکه می شود. کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم. کفش های ماه را به پا کرده ام٬ دوباره عازم تو ام

تا بوی زلف یار درآبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است.

زندگی با توست   زنگی همین حالاست